تبلیغات
آن من - رسم این طایفه!
یکشنبه 30 بهمن 1390

رسم این طایفه!

   نوشته شده توسط: توکا    


همه گُنگ اند و خموش


همه با چشم سخن می‌گویند


همه خنجر در دست


همه از پشت به هم می‌كوبند


همه‌شان خنجر و تیزی دارند


همه در پشت نقاب، همه در پشت نگاه


اثر رد ظریفی از خشم،‌ میلی از غیر ستیزی دارند


من در این شهر غریبم و همه


پشت در پشت به من ضربه زدند


قلبم از خون فوران كرد ولی


باز از زیر نقاب با همه سادگی‌ام


به دلم حربه زدند


كاش من قبل تر از آمدنم


رسم این طایفه می‌دانستم


دوستانم همه دشمن بودند


دشمنانم همه در غارت من


من پی آرامش


كاش می‌دانستم، دشمنانم همه از من بودند


چاره‌ای نیست همین است زمان


نه امیدی به شما هست و نه آن


رسم این طایفه نامردمی است


دردهایم همه،ناگفتنی است


آرزو كرده‌ام ای كاش در این طایفه طاعون بزند


این همه نامردی، همه با خشم خدا پاك شود


پشته پشته چاقو، پشت در پشت كفن


همه در زیر زمین خاك شود


كاش می‌شد همه را گفت و نوشت


كاش می‌شد همه را خواند و شنید


حیف، این حوصله لبریز شده


طاقت این همه اندوهم نیست


به خدا طاقت این كوهم نیست


مردمان با من خون جامه، مدارا بكنید



مونا گودرزی